من٬ متین٬ نُه سال دارم!

اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد...

درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 17 مهر ماه سال 1389

خاطرات تصویری متین و برادرش در عید سال ۱۳۸۹

امسال متین با خانوداه و خاله و ... تصمیم گرفتند که نوروز را در غرب کشور بگذراند. قرار شد سفر ۷ روزه و مقصد استان های همدان و کرمانشاه باشد. تعداد همراهان ۱۷ نفر و با ۵ وسیله نقلیه. 

۲۸ اسفندماه مقارن با جمعه ساعت ۶ صبح از مسر جاده ساوه حرکت کردند. در نزدیکی ساوه کنار جاده صبحانه خوردند. بعد هم راه افتادند مستقیم بسمت همدان ...  

جاده همدان ساوه

 

 

اینجا کجا بود ؟ 

 

 

محوطه باستانی بیستون حدود ۳۰ کیلومتری کرمانشاه

  

 

شنبه 10 مهر ماه سال 1389

خاطرات تصویری متین و برادرش در سال ۲۰۱۰

متین و برادرش با خانواده سری زدند به مشهد مقدس برای زیارت امام رضا (ع) . تو این سفر هم زیارت رفتند و هم به پارک آبی مشهد هم سری زدند. بهشون خیلی خوش گذشت. کلی آب بازی کردند و سرسرهای آبی و ...   

 

  

و اینجا هم هتل پارسیان مشهد هست. 

و این جاهم مسافرت شماله. بالای نمک آبرود. متین با خانواده و همراه با خاله مهربونش رفتند شمال و اینجا هم بالای نمک آبرود بعد از اینکه با تله کابین رفتند بالا و چایی خوردند دارند بازی می کنند. راستی سورتمه هم سوار شدند. خیلی با حال بود!  

 

 

سفر دو روزه به شهمیرزاد از حوالی استان سمنان. منطقه خوش آب و هوا که در زمانی که اعلام شد که هوا بشدت گرم خواهد شد و ... یک سری رفتیم آنجا. 

 

 

و ابن هم فرزندان خانواده هایی که با هم به شهمیرزاد رفته بودیم. دخترهای عمو حسن و دختر و پسر عمو ناصر  

شنبه 10 مهر ماه سال 1389

خاطرات تصویری متین و برادرش در سال ۲۰۰۹

جشن تولد دوتا پسرها . تو عکس هم معلومه هرکدام چند سالشون شده! 

 

 

مسافرت تابستانی شمال. هوا مه آلود و محل هم ؟؟ 

 

 

 مسافرت چند روزه به کیش . تو هتل ؟؟؟

 

  

 مبین قبل از رفتن به کیش سرش به پله خونه مادربزرگش خورد و تو بیمارستان مجبور شدند چند تا بخیه به پیشانی اش بزنند. برای همین هم کمی کلافه است. ضمن اینکه تو کیش هوا مرطوب بود و خودش می گفت من چرا اینجا نوچ شدم!؟  

تو خواب نازند 

 

 

لب دریای مازندران. سواحل نوشهر 

سه شنبه 6 مهر ماه سال 1389

خاطرات تصویری متین و برادرش در سال ۲۰۰۸

این بار هم متین و داداش و دوستشون نازنین خانم که حالا واسه خودش خانومی شده 

 

 

کنار رودخانه و مشغول ماهی گیری! 

 

  

واین هم که معلومه ....

 

کنار بزرگترین سد خاکی کشور یعنی سد کرخه 

 

 

جشن تولد مشترک با بعضی دوستان 

  

متین 

 

 و مبین 

سه شنبه 6 مهر ماه سال 1389

خاطرات تصویری متین و برادرش در سال ۲۰۰۷

مسافرت پائیزی

  

  

کنار هم در حیاط منزل

 

 

داداش متین تو خواب ناز 

 

 

هر دو در حال بازی با ... 

 

 

جشن تولد با دوستان  

 

 

داداش کوچولو روی پای متین تو ماشین خوابش برده 

  

 

و اینهم سوار بر اسبی قوی در مسافرت

سه شنبه 6 مهر ماه سال 1389

خاطرات تصویری متین و برادرش در سال ۲۰۰۶

گردش روزانه  

 

  

مهمانی با دوست مشترک نازنین خانم

 

 

برف بازی در زمستان  ( جاده دماوند ) 

  

 

روستای اوره

 

 

متین در باغ وحش ارم 

 

  

پارک ملت

چهارشنبه 24 شهریور ماه سال 1389

مسافرت

خلاصه قبل از تموم شدن تابستان قرار شد متین همراه خانواده یک مسافرت چند روزه داشته باشند. قرار شد همه با هم سری به روستای اوره در اطراف کوه های کرکس و زادگاه پدر بزرگ متین بروند. قرارها گذاشته شد و همگی رفتند به آن محل خوش آب و هوا. هم متین و هم برادرش تو این ۵-۶ روز کلی بهشون خوش گذشت.  هم بازی کردند و هم تو باغ ها میوه خوردند و چیدند و خوشحال با خانواده گردش کردند. هوا هم توپ توپ بود. تازه خاله متین هم دو روز بعد اومد و خوشحالی متین و مبین بیشتر شد. کلی هم با خاله باز کردند.  

 

متین و مبین کنار چشمه

 

 

مبین زیر درختان خوابیده 

دوشنبه 15 شهریور ماه سال 1389

متین می خواهد نادال بشه!

حدود ۲ ماهی هست که متین دنبال ورزش تنیس است. البته از اول چون بابای گلش اونو تشویق به این بازی کرد و خودشم این بازی را حدود یک ساله که انجام میده متین هم علاقه مند شد. الان حدود ۱۵ جلسه رفته و فورهندش خیلی خوب شده. تازه داره بازی های بزرگان این ورزش مثل نادال و یا فدرر رو هم دنبال میکنه. الان هم یک راکت خوب داره و هم یک جفت کتانی مخصوص تنیس.   

 

  

 

و  

 

دوشنبه 15 شهریور ماه سال 1389

متین در بیمارستان

نفهمیدیم چی شد؟ ناگهان دکتر متین گفت باید متین تو بیمارستان بستری بشه ! خلاصه با نگرانی متین رو بیمارستان آتیه بستری کردیم . دکتر گفت ریه اش کمی عفونت کرده است. دو شب تو بیمارستان طبقه سوم بخش غزال بستری بود. شکر خداوند امروز مرخص شد . البته چون حالش خوب بود کلی تو بیمارستان ازش پرستاری کردند . غذاهای خوب و کلی آب میوه و کلی هم مهمون براش اومد. ظاهرا بهش خوش گذشته و تجربه خوبی هم بود . داداش متین تو این مدت کلی برای متین دلش تنگ شده بود و شب اول که متین و مامانش نبودند ( مامانش برای پرستاری از متین تو بیمارستان بود.) یک کمی یواشکی گریه کرد. بهر حال آلان همه خانواده دوباره کنار هم هستند. خدا را شکر.

پنجشنبه 11 شهریور ماه سال 1389

شیرین زبانی

- خاله! زبون عربی چندمین زبون دنیاست؟ 

- از چه جهت؟ 

- از جهت سختی 

- نمی دونم 

- پس تو چی می دونی؟! 

( در حالی که داره از اتاق می ره بیرون، زمزمه می کنه) بیست و هفت سال رو کره ی زمین زندگی کردی هیچی نمی دونی!! 

 

نویسنده: خاله

   1      2      3    صفحه بعدی